- حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی"> حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی
 
حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

سال ۱۳۲۰، در اصفهان، متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال ۱۳۴۰ برای تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشگاه تهران شد و توانست با مدرک فوق لیسانس در رشته الکترونیک از این دانشگاه فارغ التحصیل شود.

غرضی در سال ۱۳۴۶ برای یکسال ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد تا در دوره های تخصصی انتقال و توزیع نیروی برق شرکت کند. زندگی سیاسی محمد غرضی از سال ۱۳۵۳ یعنی سه سال پس از آنکه وی به دلیل مخالفت با رژیم شاهنشاهی به زندان افتاد، آغاز شد و زمینه ای فراهم کرد تا وی در سال ۱۳۵۵ برای ادامه مبارزات سیاسی خود عازم نجف شود.

وی قبل از ترک کشور، به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران در آمد و از زمانیکه امام خمینی عازم پاریس شد تا زمان بازگشت به وطن، آن بزرگوار را همراهی کرد. طی سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ غرضی به عنوان وزیر نفت در کابینه میرحسن موسوی و در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۶ به عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن در کابینه هاشمی رفسنجانی ایفای نقش کرد.

وی نمایندگی دور اول مجلس شورای اسلامی، استانداری خوزستان، استانداری کردستان و فعالیت در سپاه پاسداران را در سوابق کاری خود داراست. محمد غرضی پس از سالها دور ماندن از عالم سیاست و امور اجرایی کشور، پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت همزمان با ثبت نام از کاندیداهای ریاست جمهوری در وزارت کشور حضور یافت و برای انتخابات ثبت نام کرد و در جریان این ثبت نام شعار خود را «دولت ضد تورم» نامید.

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:32 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

محسن رضایی

محسن رضایی در شهریور ۱۳۳۳ و در هنگامۀ کوچ پائیزۀ عشایر بختیاری در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در شهر نفتخیز مسجدسلیمان گذراند. به کمک چند تن از همسالانش، انجمن مذهبی «دین و دانش» را در مسجد جامع چشمه علی بنیان نهاد. پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه در دبیرستان سینای مسجدسلیمان، با رتبه نهم در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران در اهواز پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۸ به این شهر هجرت نمود و در محله خزعیله یا سچّه ساکن شد.
مبارزه سیاسی فرهنگی با رژیم شاه را از ترم دوم هنرستان صنعتی آغاز نمود و به زودی در حالی که خود را برای شرکت در کنکور دانشگاه ها آماده می کرد، در رابطه با این فعالیت های سیاسی توسط ساواک اهواز بازداشت شد و مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. در سال ۱۳۵۲ و در ۱۷ سالگی، پس از تحمل پنج ماه زندان انفرادی و یک ماه حبس در بند عمومی زندان آخراسفالت اهواز، دور جدیدی از فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود؛ و توانست همزمان با تکمیل تحصیلات خود در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت ایران، اقدام به گسترش تشکیلات اولیه نماید. این حرکت روبه رشد پس از برقراری ارتباط با مبارزان شهرهای خرمشهر، دزفول و تهران، منجر به تشکیل یک گروه منسجم با مشی پارتیزانی و چریکی گردید که به زودی و با الهام از آیات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره مبارکۀ صافّات (انّهم هم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون)، جمعیت منصورون نامیده شد.
درسال ۱۳۵۳ پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و در محلۀ نارمک ساکن شد. در همین سال ازدواج نمود و در کنار مبارزه و تحصیل دانش، در بخش مهندسی «طراحی پایه» کارخانجات ارج و ایران تایر، مشغول به کار شد. با شدت گرفتن فشار پلیس سیاسی شاه (ساواک) بر گروه های چریکی، ناچار شد دانشگاه و کار صنعتی را رها کند. زندگی مخفی را در پیش گرفت و در فاصله سال های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به کادرسازی و گسترش تشکیلات جمعیت منصورون همت گمارد تا شاخه های تشکیلات در ۷ استان و ۱۷ شهرستان مهم کشور راه اندازی گردد.
در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی (ره) به میهن، جمعیت منصورون به عنوان بزرگترین گروه چریگی طرفدار حضرت امام (ره) و روحانیت (به همراه گروه توحیدی صف و گروه موحدین) وظیفۀ حفاظت از جان حضرت امام (ره) را برعهده گرفت. در سال ۱۳۵۸ که به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، ۷ گروه مسلح مسلمان با یکدیگر ادغام شدند تا بازوی مسلحی برای حفاظت از انقلاب نوپای اسلامی باشند، او از سوی گروه منصورون به عضویت شورای مرکزی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در آمد. عضویت او در این سازمان بیش از ۳ ماه به طول نیانجامید و در خرداد ۱۳۵۸ با حمایت حضرت امام(ره) واحد اطلاعات و بررسی های سیاسی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنیان نهاد و به عضویت شورای فرماندهی سپاه درآمد. در شهریور ۱۳۶۰ از سوی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به عنوان پنجمین فرمانده کل سپاه) منصوب شد و در دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت. در دوره تصدی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سازمان رزم سپاه را طرح ریزی کرد و به فرمان حضرت امام(ره)، سپاه را به ۳ نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز نمود و توانست سپاه را در قالب ۵ نیرو سازماندهی کند. در این دوره همچنین اقدام به تأسیس ۲ دانشگاه امام حسین (علیه السلام) و بقیه الله (عجل الله فرجه) نمود و به منظور بهره گیری از ظرفیت یگان های مهندسی سپاه برای کمک به دولت در اجرای طرح های عظیم سازندگی کشور، خود شخصاً فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را برعهده گرفت.
وی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال ۱۳۵۳ رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند. تحقیق جامع او در مقطع کارشناسی در سال ۱۳۷۱ و در قالب یک کتاب به چاپ رسیده است. در مقطع کارشناسی ارشد اقتصاد، مطالعات خود را بر روی سیاست های پولی و بانکی متمرکز کرد و موضوع رسالۀ علمی خود را در این باره برگزید. در شهریور ۱۳۷۶ پس از قبول استعفای وی توسط رهبر انقلاب، از سوی ایشان به عنوان «دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام» منصوب گردید. و مطالعات اولیه برای تنظیم سند چشم انداز ۲۰ سالۀ ایران را آغاز نمود. وی با تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری اقتصاد دانشگاه تهران، عهده دار مسئولیت ادارۀ کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.
رسالۀ دکتری وی که در سال ۱۳۷۹ نگاشته شده، در قالب یک کتاب منتشر شده است. وی همچنین با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون های تخصصی سند چشم انداز ۲۰ ساله، سیاست های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه های مختلف استفاده نماید تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایستۀ ایرانیان برسد.

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:31 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]
علی اکبر ولایتی
 
دکتر علی اکبر ولایتی در ۴ تیر ماه ۱۳۲۴، در رستم آباد، یکی از ۳۳ روستای شمیران در خانواده متوسط به دنیا آمد. پدر ایشان کارمند و مادر ایشان خانه دار بودند. دوران ابتدایی و دوره نخست دبیرستان را همانجا گذراند و در دوره دوم دبیرستان به دبیرستان جم قلهک رفت. او در سال ۱۳۴۲ دیپلم طبیعی گرفت و در سال ۱۳۴۳ در کنکور سراسری، رتبه ۴۹ کشوری را به دست آورد و در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد. دکتر ولایتی، از سال ۱۳۴۲ در مدرسه قائمیه و سپس در دبیرستان جهان آرای قلهک تا سال ۱۳۵۰ به تدریس اشتغال داشت. وی تخصص اطفال را در مرکز طبی کودکان دانشگاه تهرن و فوق تخصص بیماری های عفونی را در دانشگاه جان ها?کینز آمریکا گذراند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مدتی معاون وزارت بهداری بود، در دوره اول مجلس به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و سپس به مدت شانزده سال، در دوره های ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای و  آقای هاشمی رفسنجانی ، به عنوان وزیر خارجه مشغول همکاری بوده و از این حیث،پرسابقه ترین وزیر جمهوری اسلامی به شمار می آید.
پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، با آنکه رئیس جمهور آقای خاتمی، سلیقه و دیدگاه وی را برای عضویت در کابینه می پسندید، ولی او راهی بیت مقام معظم رهبری شد و مشاور بین الملل ایشان گردید و هم اکنون نیز در این سمت خطیر انجام وظیفه می کند. صرف نظر  از این شغل مهم، دکتر ولایتی در چند رشته دانشگاهی به تدریس مشغول است و در بعضی از شوراهای مهم کشوری همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و بنیاد دائره المعارف اسلامی شرکت داشته و عضو رسمی میباشد. او که دارای چندین دکترای افتخاری از چند دانشگاه معتبر بین المللی است، در تعدادی از انجمن های تخصصی و پژوهشی جهان نیز عضویت دارد.
خانواده:
دکتر ولایتی در خانواده ای نسبتا شلوغ( پنج دختر و یک پسر) به دنیا آمد. او کودکی آرام بود و بیشتر وقت خود را به مطالعه کتاب میگذراند، به طوری که در نه سالگی، کتاب هفت جلدی اسکندر نامه، و در کلاس پنجم ابتدایی، کتاب کلیله و دمنه را خواند. از نوجوانی علاقه فراوانی به کتاب های تاریخی پیدا نمود، به حدی که گاه دوازده ساعت شبانه روز را به مطالعه تاریخ می گذراند. او که از مردان سیاست روزگار ما است، خود در اهمیت مطالعات تاریخی برای حرفه سیاستمداری می گوید:
“هر کسی که بخواهد سیاست را خوب بفهمد، باید تاریخ بداند. اگر تاریخ نداند، راه بجایی نمی برد.”
دکتر ولایتی همچنین یک پدر موفق به شمار می آید. او چهار فرزند دارد که هگی تحصیلات عالیه دارند. میثم، پزشک عمومی، محمد، مهندس عمران، علی اصغر، دانشجوی مهندسی عمران، و فاطمه، دانشجوی ریاضی. او در مورد ارتباط با فرزندانش گفته است:
” من جدا با بچه هایم رفیق هستم. بچه ها همیشه لحظه شماری می کنند که من به خانه بروم. ما با آن دوپسری که ازدواج کرده اند، همگی با هم زندگی می کنیم و محیطی گرم و صمیمی داریم.
فعالیت های سیاسی قبل از انقلاب اسلامی:
دکتر ولایتی از نوجوانی، به دلیل علاقه مندی پدرش به سیاست، با اوضاع سیاسی موجود، آشنا شد و به عمل ورزی سیاسی روی آورد. او در دبیرستان، به مناسبتهای مختلف، در اعتراض به سیاست های شاه، هم مدرسه ای ها را به تعطیلی کلاس درس و تظاهرات فرا می خواند و در این راه، بارها به ساواک منطقه رفت و مورد بازجویی قرار گرفت به طوری که از ۱۷ سالگی پرونده ای در ساواک تهران برای او ترتیب داده شد.
از ۱۷ سالگی (۱۳۴۱) به عضویت جبهه ملی دوم در آمد. او خود در این باره گفته است:
” من برای فعالیت سیاسی، به دنبال بستری بودم. آن موقع تنها بستر سیاسی موجود، جبهه ملی و نهضت آزادی بود. بعد از فوت مرحوم آیت الله بروجردی، در ۱۶ سال?ی به حضرت امام (ره ) رجوع کردم، در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ که دیدم جبهه ملی راهش را عوض کرد، از آن جدا شدم و بعد از آن، ارتباطم به روحانیت و فعالان مذهبی منحصر شد.”
در دانشگاه، به همراه مرحوم شهید لواسانی، شهید دکتر لبافی نژاد، دکتر معتمدی، دکتر جزائری، دکتر خادمی و …… انجمن اسلامی پزشکان را ، که پس از دکتر شیبانی به حال تعلیق در آمده بود، احیا کرد و با گروههای مختلف سیاسی و روحانیت پیرو امام (ره) تماسهای منظم برقرار ساخت.
دکتر ولایتی خود در باره فعالیتهایش میگوید:
” هم جلسه میگذاشتیم و هم تظاهرات راه می انداختیم. خب تظاهرات راه انداختن، ب?یر و ببند داشت. باتوم خوردن داشت و…….”

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:30 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

معاون اول دولت اصلاحات و از کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

مروری بر زندگی‌نامه و کارنامه‌ی دکتر محمد رضا عارف

دکتر محمد رضا عارف در سال ۱۳۳۰ خورشیدی در خانواده‌ای مذهبی و اصیل در شهر یزد به دنیا آمد . پدر ایشان حاج میرزا احمد عارف یکی از بازاریان اصیل و سرشناس و از چهره‌های محبوب و مردمی و مذهبی یزد و هم‌چنین از خادمان حضرت سیدالشهدا (ع) بودند که مجالس روضه‌خوانی و روشن‌گری منزل ایشان در شهر یزد در سال‌های پیش و پس از انقلاب به‌عنوان پایگاه دانشجویان، دانشگاهیان و فرهیختگان یزد به حساب می‌آمد.
ویژگی بارز محمد رضا عارف در کودکی نبوغ ذاتی وی در علم ریاضی بود، آن‌چنان که در سن ۵ سالگی  مسلط به حساب سیاق  بود و پس از آن نیز درخشش بی‌نظیر وی در درس ریاضی چنان بود که توانست در مسابقات ریاضی کشور در رامسر در سال ۱۳۴۸ رتبه اول کشوری را به دست آورد و در کنکور سراسری رشته‌ی ریاضی سال ۱۳۴۹حائز رتبه‌ی دوم کشوری شده و پس از تحصیل در رشته‌ی مهندسی برق دانش‌کده‌ی فنی دانشگاه تهران و موفقیت در  کسب رتبه‌ی اول این دانش‌کده در سال ۱۳۵۴ با معدل ۳/۹۱ از ۴ از آن دانشکده فارغ‌التحصیل شود.در همان سال با استفاده از بورس تحصیلی دانشگاه صنعتی اصفهان برای ادامه‌ی تحصیل راهی امریکا شد و در سال ۱۳۵۵ با اخذ مدرک کارشناسی ارشد و در سال ۱۳۵۹ با اخذ مدرک دکترای برق مخابرات هردو از دانش‌گاه استنفورد با معدل ۴ از ۴ به میهن بازگشت .
دکتر محمد رضا عارف از همان بدو ورود به کشور با توجه به شرایط حساس پس از انقلاب و وقوع جنگ تحمیلی و نیاز کشور به مدیران آگاه و متخصص شروع به خدمت در دستگاه‌های مختلف دولتی چون شرکت مخابرات و وزارت فرهنگ و آموزش عالی کرد.در سال‌های ۷۳ تا ۷۶ در سمت ریاست دانشگاه تهران حضوری درخشان داشت. پس از آن نیز در کابینه‌ی دولت اصلاحات در سال‌های ۷۶ تا ۷۹ به‌عنوان وزیر پست و تلگراف و تلفن مشغول به خدمت شد و در سال‌های ۷۹ تا ۸۰ به عنوان معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به فعالیت خود ادامه داد .و در سال­های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ به‌عنوان معاون اول رییس جمهور برگزیده شد.
علاقه‌مندی فراوان دکتر عارف به علم و دانش سبب شد که وی علی‌ رغم مشغولیت‌های مدیریتی ‌­در تمام این سال‌ها، به‌عنوان استادی برجسته در دانشگاه صنعتی اصفهان و صنعتی شریف و سایر دانشگاه­ها با هدایت بیش از ۱۱۰ پایان‌نامه‌ی دکترا و کارشناسی‌ارشد و تدریس در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به فعالیت‌های علمی خود ادامه دهد.
وی به عنوان یکی از نظریه‌پردازان مطرح جهان در نظریه اطلاعات موفق به معرفی شبکه‌ی مخابراتی معروف Aref Network شد و در راستای گسترش علم مخابرات در کشور اقدام به راه‌اندازی دکترای برق-مخابرات در دانش‌گاه‌های تربیت‌مدرس، صنعتی اصفهان،یزد و چند دانشگاه دیگر نمود.

تالیف،تحقیق،ترجمه:
ترجمه‌ی کتاب سیستم‌های مخابراتی دیجیتال و آنالوگ که در سال ۶۹ به‌عنوان کتاب سال انتخاب شد.
ترجمه‌ی کتاب سیگنال‌ها و سیستم‌ها  .
ترجمه‌ی کتاب سیگنال‌های تصادفی .
تالیف و یا ارائه‌ی بیش از ۲۸۰ مقاله‌ی علمی

سابقه‌ی فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب :
فعالیت سیاسی و مشارکت در برگزاری جلسات مذهبی در دوران دانش‌جویی در دانش‌گاه تهران
دست‌گیری توسط کمیته مشترک ضد خراب‌کاری ساواک در سال ۱۳۵۴
عضویت و فعالیت رسمی در انجمن اسلامی دانش‌جویان امریکا و کانادا از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۹
خدمات پس از انقلاب :
معاون طرح و توسعه‌ی شرکت مخابرات ایران ۱۳۶۰-۱۳۵۹
سرپرست شرکت مخابرات ایران ۱۳۶۰
معاون دانش‌جویی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ۱۳۶۱-۱۳۶۰
معاون آموزشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ۱۳۶۲-۱۳۶۱
قائم‌مقام و معاون هماهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ۱۳۶۳-۱۳۶۲
معاون آموزشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی ۱۳۶۹-۱۳۶۸
مشاور آموزشی و قائم‌مقام وزیر در هیات ممیزه­ی مرکزی و رئیس شورای هماهنگی هیات­های امنای دانشگاه­ها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی ۱۳۷۳-۱۳۶۹
رییس دانش‌گاه تهران ۱۳۷۶-۱۳۷۳
وزیر پست و تلگراف و تلفن ۱۳۷۹-۱۳۷۶
معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور ۱۳۸۰-۱۳۷۹
معاون اول رییس‌جمهور ۱۳۸۴-۱۳۸۰
عضو پیوسته‌ی فرهنگستان علوم ایران
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
رییس انجمن رمز ایران
رییس انجمن علمی کنترل و فرماندهی ( (C4Iایران
رییس انجمن‌ علمی شبکه‌های هوشمند انرژی ایران
رییس گروه علوم مهندسی فرهنگستان علوم ایران
رییس بنیاد پیش‌برد علم و فن‌آوری ایران (FAST-IRAN)
رئیس هیات موسسه بنیاد امید ایرانیان
عضو موسس بنیاد باران

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:28 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

حسن روحانی

بیوگرافی :

حسن روحانی متولد ٢١ آبان ١٣٢٧ در شهر سرخه (استان سمنان)، دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشد.

تحصیلات دانشگاهی و مدارج علمی :

دکتری (Ph.D) حقوق اساسی از دانشگاه کلدونیان گلاسکو
(عنوان پایان‌نامه: The Flexibility of Shariah; Islamic Law)

فوق لیسانس (M.Phil) حقوق عمومی از دانشگاه کلدونیان گلاسکو
(عنوان پایان‌نامه: The Islamic Legislative Power)

لیسانس حقوق قضائی از دانشگاه تهران

وکیل پایه یک دادگستری (کانون وکلای دادگستری مرکز)

استاد پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک

تحصیلات حوزوی :

خارج فقه و اصول: با اساتیدی چون آیات عظام سید محمد محقق داماد (ره)، شیخ مرتضی حائری (ره) و سید محمدرضا گلپایگانی (ره) سطح عالی: با اساتیدی چون آیات عظام سلطانی (ره)، فاضل لنکرانی (ره) و شیخ محمد شاه‌آبادی (ره)

 

حسن روحانی دارای تألیفات، تحقیقات و مقالات علمی فراوانی است که حدود ۱۰۰ اثر از ایشان به صورت کتاب یا مقاله منتشر شده است. همچنین بیش از ۷۰۰ تحقیق راهبردی با مدیریت و نظارت وی در ۲۰ سال گذشته به انجام رسیده است. اهم تألیفات وی به این شرح است:

 

کتب 

۱٫ امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای – ۱۳۹۰

۲٫ امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران – ۱۳۸۹

۳٫ اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد اول: مبانی نظری – ۱۳۸۸

۴٫ اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد دوم: سیاست خارجی – ۱۳۸۸

۵٫ اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد سوم: مسائل فرهنگی و اجتماعی – ۱۳۸۸

۶٫ خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد اول: انقلاب اسلامی – ۱۳۸۷

۷٫ مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه – ۱۳۹۱

۸٫ سن اهلیت و مسئولیت قانونی – ۱۳۹۱

۹٫ آشنایی با کشورهای اسلامی – ۱۳۸۷

۱۰٫ انقلاب اسلامی؛ ریشه‌ها و چالش‌ها – ۱۳۷۶

۱۱٫ مبانی تفکر سیاسی امام خمینی (ره) – ۱۳۷۸

۱۲٫ نقش حوزه‌های علمیه در تحولات اخلاقی و سیاسی جامعه – ۱۳۹۰

۱۳٫ امنیت ملی و سیاست خارجی – آماده چاپ

۱۴٫ امنیت ملی و محیط زیست – آماده چاپ

۱۵٫ خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد دوم: دفاع مقدس – آماده چاپ

۱۶٫  The Islamic Legislative Power – ۱۹۹۴

۱۷٫  The Flexibility of Shariah; Islamic Law – ۱۹۹۶

 

مقالات 

گفتمان امام خمینی(ره) پیرامون امنیت ملی و سیاست خارجی (بهمن ۱۳۹۱)

سرمایه خانواده، سنگ بنای سرمایه‌ اجتماعی (خرداد ۱۳۹۰)

خانواده، سرمایه خانواده و چالش‌های فراروی جامعه ما (دی ۱۳۸۹)

درآمدی بر مؤلفه‌های اساسی محیطی در چشم‌انداز ایران (شهریور ۱۳۸۹)

زمینه‌ها و رویکردهای پژوهش کیفی (اردیبهشت ۱۳۸۹)

درآمدی بر نظریه سرمایه فرهنگی (دی ۱۳۸۸)

چشم‌انداز خاورمیانه: تداوم نگاه غرب، یا نگاهی جدید (آبان ۱۳۸۸)

دین و روابط بین‌الملل؛ پارادوکسها و ضرورتها (اردیبهشت ۱۳۸۸)

رویکردهای حوزه‌های علمیه و بایستگی‌های نوین (بهمن ۱۳۸۷)

مهندسی فرهنگی: از نظریه تا عمل (تیر ۱۳۸۷)

رسانه‌های گروهی و امنیت ملی (دی ۱۳۸۶)

بایستگی آموزش مهارت‌های زندگی در آموزش و پرورش (مهر ۱۳۸۶)

درآمدی بر سرمایه‌گذاری فرهنگی (تیر ۱۳۸۶)

توسعه نباید در حد آرزو باقی بماند (فروردین ۱۳۸۶)

نقش آموزش و پرورش در انسجام اجتماعی (دی ۱۳۸۵)

درآمدی بر کارآمدی مجلس خبرگان (مهر ۱۳۸۵)

چالشهای فراروی عراق جدید (تیر ۱۳۸۵)

ثروت ملی یا قدرت ملی؟ اولویت با کدام است؟ (فروردین ۱۳۸۵)

همبستگی ملی و مشارکت عمومی (دی ۱۳۸۴)

فراسوی چالش‌های ایران و آژانس در پرونده هسته‌ای (مهر ۱۳۸۴)

پایبندی ما به رژیمهای عدم اشاعه از موضع باورمندی ماست (تیر ۱۳۸۴)

تدبیرهای ایران توان آینده‌نگری را از آمریکاییها گرفت (فروردین ۱۳۸۴)

خط قرمز فناوری سوخت؛ با رویکرد تعامل مؤثر پیش می‌رویم (دی ۱۳۸۳)

نهضت خدمت‌رسانی از شعار تا کردار (مهر ۱۳۸۳)

خودمداری سیاستمداران امریکا و شیوه‌های حفاظت از منافع ملی ما (دی ۱۳۸۲)

استراتژی جمهوری اسلامی ایران در قبال فرسایش حاکمیت دولت‌ها (مهر ۱۳۸۲)

مفهوم جدید حاکمیت ملی یا فرسایش حاکمیت‌ها (تیر ۱۳۸۲)

تکانه‌های آسیب‌های اجتماعی و پیامدهای ناگوار (فروردین ۱۳۸۲)

تروریسم، بحران خاورمیانه و روابط ایران و آمریکا (مهر ۱۳۸۱)

استراتژی جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات اخیر امریکا (تیر ۱۳۸۱)

پیرامون مواضع اخیر آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران (دی ۱۳۸۰)

انفجارهای امریکا و منافع ملی جمهوری اسلامی (مهر ۱۳۸۰)

امنیت عمومی، امنیت ملی و چالش‌های فراروی (تیر ۱۳۸۰)

فناوری؛ مدارهای توسعه و چالش‌های ایران (فروردین ۱۳۸۰)

درآمدی بر مشروعیت و کارآمدی (دی ۱۳۷۹)

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:27 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

زندگینامه: سعید جلیلی (۱۳۴۴- )

سعید جلیلی در سال ۱۳۴۴ در مشهد به دنیا آمد. او دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه امام صادق (ع) دریافت کرد.

جلیلی در سال‌های جنگ تحمیلی در جبهه‌ها حضور یافت و در همین زمان بود که یک پای خود را از دست داد. از سال ۱۳۶۸ به عنوان وابسته سیاسی در وزارت امور خارجه مشغول به کار شد و با زبان‌های انگلیسی و عربی آشناست.

او تاکنون مسئولیت‌هایی چون وابسته سیاسی، رئیس اداره بازرسی، دبیری سفارت، معاون اداره آمریکا شمالی و مرکزی، مدیرکلی دفتر مقام معظم رهبری، مشاور رئیس جمهوری، معاون اروپا و آمریکای وزارت امورخارجه‌و همچنین عضویت در هیات علمی دانشگاه را در پرونده کاری خود دارد.

در دانشنامه ویکی‌پدیا آمده است: « جلیلی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ به اداره آمریکای وزارت خارجه منتقل شد و معاونت این اداره را بر عهده گرفت. جلیلی در سال ۱۳۸۰ نیز وارد دفتر آیت‌الله خامنه‌ای شده و در سمت مدیریت بررسی‌های جاری دفتر رهبری به فعالیت پرداخت.»

نگاهی به سابقه فعالیت‌های او نشان می‌دهد که جلیلی مدتی به عنوان استاد دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف فعالیت داشته و علاوه بر این استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع ) است.

جلیلی همچنین با روی کار آمدن دولت نهم، و انتصاب منچهر متکی به وزارت امور خارجه فعالیت خود را به‌عنوان معاون اروپا و آمریکای وزارت امورخارجه آغز کرد تا اینکه در ۲۸ مهر ماه سال ۱۳۸۶ با استعفای علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی معرفی شد.

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:24 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

18

نام:  غلامعلی

نام خانوادگی:  حداد عادل

نام پدر:  رضا

متولد:  ۱۹/۲/۱۳۲۴  – تهران

•   ازدواج:

نام و نام خانوادگی همسر:  طیبه ماهروزاده

تحصیلات و شغل همسر:  دکترای فلسفه تعلیم و تربیت –  دانشیار دانشگاه الزهرا (س)

•   فرزندان: ۴ فرزند

فریدالدین ، متولد ۱۳۵۲ ، دکترای علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق (ع) (در مرحله نگارش رساله)

آزاده ، متولد ۱۳۵۴ ، دکترای فناوری نانو از دانشگاه کانازاوای ژاپن

زهرا ، متولد ۱۳۵۸ ، کارشناسی ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی ، کارشناسی ارشد مدیریت خبر از دانشکده صدا و سیما ، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی

بنت الهدی ، متولد ۱۳۶۴ ، کارشناسی فلسفه از دانشگاه تهران –  کارشناسی ارشد فلسفه دین (در مرحله تالیف پایان نامه)

تحصیلات:

۱۳۳۶، پایان تحصیلات ششم ابتدایی از دبستان بندار رازی (شهید جهان آرای فعلی) تهران، خیابان لرزاده

•    ۱۳۴۲، دیپلم ریاضی از دبیرستان علوی _ تهران

•    ۱۳۴۵، لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران

•    ۱۳۴۷، فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه شیراز

•    ۱۳۴۷-۱۳۴۸، ورود مجدد به دانشگاه تهران و تحصیل در رشته علوم اجتماعی

•    ۱۳۴۹-۱۳۵۱، کارشناسی ارشد فلسفه از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

•    ۱۳۵۱-۱۳۵۷، تحصیل فلسفه اسلامی نزد استاد شهید مرتضی مطهری

•    ۱۳۵۳، پایان دروس دوره دکتری فلسفه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

•    ۱۳۶۴، دفاع از پایان نامه دکتری فلسفه تحت عنوان «نظر کانت درباره مابعدالطبیعه»

فعالیت ها:

۱۳۵۰، ممنوع التدریس در دانشگاه های شیراز و شهید بهشتی (ملی سابق) به جهت فعالیت های سیاسی

•    ۱۳۵۰، دستگیری و زندان توسط ساواک

•    ۱۳۵۷، عضویت در کمیته «همبستگی دانشگاهیان با مردم» در دانشگاه صنعتی شریف در انقلاب اسلامی

افتخارات:

•    ۱۳۶۸، جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی (کتاب تمهیدات – تألیف: امانوئل کانت)

•    ۱۳۷۴، اخذ نشان درجه دوم تعلیم و تربیت کشور

•    ۱۳۷۶، اخذ جایزه بهترین مقاله سال در علوم انسانی از جشنواره مطبوعات

•    ۱۳۸۳، دریافت درجه دکترای افتخاری از دانشگاه اسلامی علیگر هند

•    ۱۳۸۶، دریافت درجه دکترای افتخاری از دانشگاه دولتی باکو

•    ۱۳۸۷، دریافت جایزه دانشمند برجسته جهان اسلام از موسسه فرهنگی هنری سازمان کنفرانس

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:22 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]

یک: صورت آفتاب سوخته تخریب‌چی بیست و یک ساله طرقبه‌ای، با آن موهای نیمه آشفته و لباس‌های خاکی، با آن پوتین‌های فرسوده ساده و لهجه صادقانه مشهدی، نشان می‌داد کشور وارد مرحله‌ای از تاریخ خود شده است که جوان‌تر‌ها خیلی زود بزرگ می‌شوند، قد می‌شکند و در دوراهی سرنوشت ساز مرگ و زندگی، روی پای خود می‌ایستند و مثل دریابانی که در یک شب طوفانی راهش را پیدا می‌کند، مسیر خود را انتخاب می‌کنند. خدا می‌داند در بیست ویک سالگی خیلی کار‌ها می‌شود کرد. می‌شود عاشق شد، می‌شود درس خواند؛ ولی جوان بیست و یک ساله طرقبه‌ای، تصمیم گرفت تخریب چی باشد، یک تخریب چی ساده. چه کسی باور می‌کند مسیر تاریخ به سمتی پیش برود که جوان‌های بیست و یکساله تصمیم بگیرند تخریب چی شوند؛ ولی امام کار خودش را کرده بود و جوان‌ها به اتکای نیروی شگفت آور معنوی پیرمرد، آنقدر بزرگ شده بودند که لباس‌های همیشگیشان برایشان کوچک شده بود. وگرنه قطعا در ابتدای دهه چهل هیچ کدام از اهالی طرقبه باور نمی‌کردند کودکی که اول شهریور در خانه آن مرد خشکبار فروش ساده به دنیا آمده، روزی شهر کوچک ییلاقی خود را به قصد شرکت در جنگی نابرابر ترک کند و به سمت جبهه‌های جنوب برود.

دو: آفتاب اول شهریور اگر دقیق نگاه می‌کردی درست در نقطه آرامش بخش اعتدال قرار گرفته بود که پیرمرد، کودک کوچکش را در آغوش گرفت، توی گوشش به آرامی اذان گفت و به سنت اغلب خانواده‌های مسلمان ایرانی، در حاشیه صفحه اول یک قرآن زیبا، نام کودک خود را نوشت: محمد باقر. کودکی که بعد‌ها به محمد باقر قالبیاف مشهور شد و به بهانه‌های مختلف نامش سر زبان‌ها افتاد. محمد باقر از شهریور سال ۱۳۴۰ تا روزهای پر التهاب سال ۵۶ مسیر پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. کشور پاک حال و هوای دیگری یافته بود. محمد باقر فقط شانزده سال داشت، ولی دلش می‌خواست در لباس یک انقلابی تمام عیار عرض اندام کند. او هنوز که هنوز است خاطره منبرهای تاثیر گذار و آتشین شهید هاشمی‌نژاد، شهید کامیاب، شهید دیالمه، آیت الله خامنه‌ای و حاج آقا قادری را در ذهن دارد. در‌‌ همان سال‌ها بود که او با همکاری چند تن از دوستان خود انجمن اسلامی دانش آموزان را تاسیس کردند؛ بعد‌ها این انجمن هسته اولیه انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و سپس کشور شد. البته ناگفته نماند که شانزده سالگی او فقط به فعالیت‌های انقلابی محدود نمی‌شود. این را هر کس نداند، قدیمی‌های طبس خوب می‌دانند. آن‌ها احتمالا هنوز به یاد دارند، وقتی در سال ۵۶ زلزله شهر را لرزاند چه اتفاقاتی افتاد. آن روز‌ها مردم طبس داغدار بودند ولی رژیم پهلوی بیشتر از اینکه به فکر ساخت خانه‌های ویران شده باشد، دنبال راهی برای سرکوب کردن انقلابیون بود. در این اوضاع قالیباف شانزده ساله با جمع کردن کمک‌های مردم مشهد برای بازسازی طبس به این شهر رفت.

سه: سال پنجاه و هفت انقلاب پیروز شد، وقتی جوان طرقبه‌ای فقط هفده سال داشت. همه کسانی که هم سن و سال او هستند آن روز‌ها را به یاد می‌آوردند. روزهایی که چشم مردم ایران به انگشت اشاره امام بود، روزهایی که نظام جمهوری اسلامی تازه داشت پا می‌گرفت و محمد باقر هفده هجده ساله به تحقق آرمان‌های اسلامی و انقلابی‌اش می‌اندیشید. ولی هیچ کس نمی‌دانست دیوانه متجاوزی به نام صدام حسین درست دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تصمیم بگیرد به مرزهای جنوبی و غربی ایران حمله کند. در این زمان مرد جوان تقریبا نوزده سال داشت و چیزی حدود دو سال گذشت تا به عنوان یک تخریب چی ساده به جبهه اعزام شود. چیزی نگذشت که محمد باقر تخریب چی به عنوان فرمانده تیپ امام رضا منصوب و سپس کمتر از یکسال فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان شد. آنهم در زمانی که بیست و یکی، دو سال بیشتر نداشت.

چهار: قالیباف بیست و دو ساله بود که خطبه عقدش را امام خمینی (ره) خواند. جنگ ادامه داشت و سپاه پاسداران را بچه‌هایی اداره می‌کردند که هیچ کس هرگز فکر نمی‌کرد چنین نبوغی در آن‌ها وجود داشته باشد. محمد باقر می‌توانست فرمانده نباشد، می‌توانست یک فروشنده ساده توی مغازه پدری باشد؛ یا یک بیزینس من موفق در یک شرکت تجاری. می‌توانست یک معلم باشد یا یک مهندس راه و ساختمان. ولی او فرمانده بود، او فرمانده بیست و دو ساله لشکر ۵ نصر خراسان بود و به هیچ چیزی غیر از جنگ فکر نمی‌کرد. ولی آیا بیست و دو سالگی برای تحمل یک داغ بزرگ سن کمی نیست؟ حسن، برادر محمد باقر در همین سال در عملیات کربلای چهار شهید شد. او غواص بود و خیلی خوب قاعده شنا کردن در دریاهای بزرگ را می‌دانست. ولی محمد باقر فقط او را از دست نداد؛ او برادران ایمانی دیگری هم داشت که جنگ بینشان فاصله انداخت. دوست و برادری مثل ولی الله چراغ چی!

پنج: جنگ تمام شد و شهری مثل خرمشهر به یک ویرانه خاطره انگیز تبدیل شد. مثل اجاقی خاموش که بعد از گذشتن یک کاروان بزرگ به جا می‌ماند. مثل خانه‌های ویران نیشابور بعد از حمله لشکر مغول. محمد باقر از مرزهای خرمشهر بیرون آمد ولی خرمشهر در او باقی ماند. او مثل همه از جبهه‌های جنگ برگشت، ولی جبهه مثل رگی تپنده در او به حیات خود ادامه داد، برای همین نتوانست بی‌اعتنا به سراغ یک زندگی عادی برود. او مطمئن بود برای بازسازی شهر وظیفه سنگینی دارد، به همین خاطر و به دلیل وجود همین روحیه در سال ۷۳ به سمت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیا منصوب شد و در پروژه‌هایی مثل راه آهن مشهد – سرخس، گازرسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های عظیم دریایی خلیج فارس و سد بزرگ کرخه شرکت کرد. ولی فرمانده سالهای نه چندان دور جبهه‌های جنگ خوب آموخته بود که بدون تخصص و دانش، کار‌ها درست پیش نخواهند رفت. گویی روزگار یک وظیفه دیگر پیش روی او گذاشته باشد. گویی جنگ با آن دستهای بلند خاکی فتح یک خاکریز دیگر را به او پیشنهاد داده باشد برای همین تصمیم گرفت به دانشگاه برود و در رشته جغرافیای سیاسی تحصیل کند. تا اینکه در سال ۷۶ از سوی رهبر فرزانه انقلاب، فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران به عهده او گذاشته شد. آیا فصل تازه‌ای در زندگی محمد باقر شروع شده بود؟ او که همیشه روی کسب تخصص برای انجام هر کاری تاکید داشت، نمی‌توانست بدون یادگیری پرواز بر نیروی هوایی فرماندهی کند، برای همین خلبانی را آموخت و در کنار آن توانست گواهینامه بین المللی پرواز را به دست بیاورد. این یک مسیر تازه بود؛ مسیری تازه برای فتح یک قله دیگر در نقشه جغرافیای اصالت وظیفه در یک نظام انقلابی.

شش: این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ٧٩ مقام معظم رهبری او را به سمت فرماندهی نیروی انتظامی منصوب کرد. حالا به شکل مستقیم با مردم سر و کار داشت، با مردمی که چندان از عملکرد پلیس آن سال‌ها دل خوشی نداشتند. بنابراین ورود او به این عرصه مصادف شد با تغییرات زیربنایی نیروی پلیس. او یک پلیس ایرانی می‌خواست، نیرویی خوش خلق، قابل اعتماد، مودب، سریع، پیگیر و قاطع. روند اصلاحات شروع شد و هسته مرکزی تولد پلیس ۱۱۰ بنا گذاشته شد. حالا همه پلیس را با این عدد می‌شناسند، عددی که یادگار دوره مدیریت محمد باقر قالیباف در نیروی انتظامی است. رفته رفته محمد باقر قالیباف در شکل و شمایل یک مدیر تحول خواه به جامعه معرفی شد، مردی که فرقی ندارد کت و شلوار بپوشد یا یک لباس خاکی نظامی، خلبان باشد یا فرمانده قرارگاه خاتم. به هر حال ظرف مدت زمان کوتاهی تحولات بنیادین را آغاز می‌کند. درست مثل وقتی که به شهرداری تهران آمد و پشت میز اتاق شهردار پایتخت در خیابان بهشت نشست. چیزی نگذشت که رویه و رویکرد شهرداری عوض شد و تجربه‌های موفق نیروی انتظامی در روند مدیریت شهر هم به نتیجه رسید. طوری که می‌شود گفت مسیر حرکت شهرداری تهران ظرف این ۸ سال، نسبت به سابق تفاوت ماهوی کرده است. این چیزی نیست که قابل انکار باشد، کافی است یک نفر بردارد و توی کوچه، خیابان‌های تهران کمی قدم بزند.

 

منبع : یک رای


[شنبه 4 خرداد 1392 ]  [5:20 PM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]
[جمعه 3 خرداد 1392 ]  [10:52 AM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]
[جمعه 3 خرداد 1392 ]  [10:43 AM]  [مدیر تالار برنامه نویسی]
تعداد کل صفحات : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   8